دِگَهم تنهام
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
غُل و زَنجیر اَگَه وا پام بُبَنی
اگر غل و زنجیر به پایم ببندی
مِثِ مَحْکوم اَگَه دارُم بِزَنی
اگر مثلِ محکوم به دارم بزنی
اَگَه آتِش وا دُمارُم بِزَنی
اگر به جانم آتش بزنی
مِه وُ تو بُلبُلَکِ یَک چَمَنیم
من و تو بلبلهای یک چمنیم
تو چِشِت عالم ِرَبّانی اُمَه
در چشمِ تو عالمی ربانی دارم
گَپِ حافظ قلم ِمانی اُمَه
سخنِ حافظ و قلمِ مانی دارم
باشَه که دِلبر ِجُنجُنی اُمَه
گیرم که دلبری زیبا دارم
عشق اَگَه مثل زالو اُمبِمَکِت
اگر عشق مثلِ زالو مرا بمکد
دل تنگُم اَگَه اسطورَه بَشِه
اگر دلِ تنگم افسانه شود
هَمَه او بودُم اَزُم هیچّی نَمُند
همهاش من بودم، از من هیچ نماند
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس زمستان 1350؛ تاریخ انتشار در سایت: 2008-10-26؛ با صدای خود منصفی در آلبوم «ترانههای رامی» (ماهریز مهر، ۱۳۸۵)؛
نخستین نفری باشید که مینویسد