روزُنِ جمعَه
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یارُ غریبه ن، دستُ صلیبن
یاران غریبهاند، دستها صلیباند
بِی کشتن هم، وا هم رقیبن
برای کشتنِ هم با هم رقیباند
رسم صداقت از یادُ رفتن
رسمِ صداقت از یادها رفته
نخل رفاقت از ریشه کفتن
نخلِ رفاقت از ریشه افتاده
مردم وا جایی دور نَنُگاهَن
مردم دارند به جایی دور نگاه میکنند
فریاد و شیون رو آسمونُن
فریاد و شیون بر آسمانهاست
هرجا ندیدی نعش جَوُنُن
هر جا که میبینی نعشِ جوانهاست
لول تفنگُن دایم ندودن
لولههای تفنگ مدام دود میکنند
وا دار کشیده مردی رشیدَه
مردی رشید را بر دار کشیدهاند
یه نر پلنگی وا ماه رسیدَه
پلنگی نر به ماه رسیده
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ بیآوانگاری و بیترجمه؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-03-26؛
نخستین نفری باشید که مینویسد