پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

روزُنِ جمعَه

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

روزُن جمعه، دل بشته تنگن

جمعه‌ها دل بیشتر تنگ است

دردُن عالم، وا دل نجنگن

دردهای عالم دارند با دل می‌جنگند

کس وا کسی نی، هر که نه لاکی

کس با کسی نیست؛ هر کس در لاکِ خود است

نوحه نخوندَن وا سینه چاکی

با سینه‌چاکی دارند نوحه می‌خوانند

یارُ غریبه ن، دستُ صلیبن

یاران غریبه‌اند، دست‌ها صلیب‌اند

بِی کشتن هم، وا هم رقیبن

برای کشتنِ هم با هم رقیب‌اند

رسم صداقت از یادُ رفتن

رسمِ صداقت از یادها رفته

نخل رفاقت از ریشه کفتن

نخلِ رفاقت از ریشه افتاده

تو آسمونُ ابرُ سیاهن

در آسمان‌ها ابرِ سیاه است

مردم وا جایی دور نَنُگاهَن

مردم دارند به جایی دور نگاه می‌کنند

فریاد و شیون رو آسمونُن

فریاد و شیون بر آسمان‌هاست

هرجا ندیدی نعش جَوُنُن

هر جا که می‌بینی نعشِ جوان‌هاست

دل زیر گُلَّه پِچ پِچ نبودن

دل زیرِ گلوله‌ها دارد تکه‌تکه می‌شود

لول تفنگُن دایم ندودن

لوله‌های تفنگ مدام دود می‌کنند

وا دار کشیده مردی رشیدَه

مردی رشید را بر دار کشیده‌اند

یه نر پلنگی وا ماه رسیدَه

پلنگی نر به ماه رسیده

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ بی‌آوانگاری و بی‌ترجمه؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-03-26؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.