پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

گَپِ آخر

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بَس کِه اشتباه اُمکِه

بس که اشتباه کردم

هستی خو تباه اُمکِه

هستی‌ام را تباه کردم

زندگیم اَ دست اُمدا

زندگی‌ام را از دست دادم

وا خودُم گناه اُمکِه

در حقِ خودم گناه کردم

از خودم جدا بودُم

از خودم جدا شدم

وا غم آشنا بودُم

با غم آشنا شدم

هر چه نوشَه نِیشُم بو

هر چه نوش بود نیشم شد

دردِ بی دَوا بودُم

دردی بی‌دوا شدم

رنگ و رو خو زرد اُمکِه

رنگ و رویم را زرد کردم

وا خودُم نبرد اُمکِه

با خودم نبرد کردم

بِی خوم و جَوُنی خو

خودم و جوانی‌ام را

مُبتلای درد اُمکِه

مبتلای درد کردم

از یاد هَمَه رَفتُم

از یادِ همه رفتم

از چِشمِ هَمَه کَفتُم

از چشمِ همه افتادم

دایِم نیلَه بو رَختُم

رختم همیشه نیلی بود

تار و تیرَه بو بَختُم

بختم تار و تیره بود

وختی انتظار اِتنی

وقتی انتظاری نداری

همدلی کِنارت نی

همدلی کنارت نیست

تو خَزُنِ دِلمُردَه

در پاییزِ دل‌مرده

اُمّید بهار اِتنی

امیدِ بهار نداری

چِه بد و چِه خوب اُمکِه

چه بد و چه خوب کردم

رَفتُم و غروب اُمکِه

رفتم و غروب کردم

هر چه گفتِنی مَستَه

هر چه گفتنی داشتم

شَروِندِ جنوب اُمکِه

شروهٔ جنوب کردم

حرفِ آخِرُم اینِن

حرفِ آخرم این است:

دنیا ارزش اینینِن

دنیا ارزشی ندارد

وا یَه سایَه فرق اینی

با یک سایه فرقی ندارد

آدمی که غمگینِن

آدمی که غمگین است

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2003-09-27؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.