سلام بندر مه
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی فرزین وزانی 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
و باز اخونوم
و باز میخوانم
تا بدونی که زمونی که هیچکه نینن
تا بدانی که آن روزی که هیچکس نیست
کنارت مه باز امُونوم
من باز کنارت میمانم
بندرُم خیلی وقتن با هم غریبه ایم
بندرم، خیلی وقت است با هم غریبهایم
دلمو موند بیگینیم جلو ی بندیری میزن
حسرت به دلمان ماند ببینیم پشتِ میزی یک بندری نشسته
چون همدلی نینن
چون همدلی نیست
و هر دلی گیرن
و هر دلی گیرِ
به بند چیزی
بندِ چیزی است
یکی یکی نی
یکی دو تا نیست
خونوم هند جوش
خونم به جوش آمد
حرومخور نوش ها
حرامخور، نوش جانت!
همطوو تنت بفروش
همینطور تنت را بفروش
- شاعر
- فرزین وزانی
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد فرزین وزانی است.
یادداشتها
با تشکر از معصومه زاهدی؛
نخستین نفری باشید که مینویسد