پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

سلام بندر مه

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی فرزین وزانی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

سلام بندرُ مه بازم هُوندم

سلام بندرِ من، باز آمدم

ی خُو تحریکت کنُم با زبونم

کمی با زبانم تحریکت کنم

و باز اخونوم

و باز می‌خوانم

تا بدونی که زمونی که هیچکه نینن

تا بدانی که آن روزی که هیچ‌کس نیست

کنارت مه باز امُونوم

من باز کنارت می‌مانم

بندرُم خیلی وقتن با هم غریبه ایم

بندرم، خیلی وقت است با هم غریبه‌ایم

خیلی وقتن با هم دگه درگیر ابیم

خیلی وقت است دیگر با هم درگیر می‌شویم

ایجا تیزی بندیری ت رو بندری تیزن

اینجا تیغِ بندری روی بندری تیز است

دلمو موند بیگینیم جلو ی بندیری میزن

حسرت به دلمان ماند ببینیم پشتِ میزی یک بندری نشسته

چون همدلی نینن

چون همدلی نیست

و هر دلی گیرن

و هر دلی گیرِ

به بند چیزی

بندِ چیزی است

یکی بند پولن یکی ارک یکی به هیزی

یکی بندِ پول است، یکی بندِ عرق، یکی بندِ هیزی

یکی یکی نی

یکی دو تا نیست

همه شاوا همه چی ی جا به دست بیارن

همه می‌خواهند همه چیز را یک‌جا به دست بیاورند

گپ سرهدی مزن که بحث بی فایدن

حرفِ سرحدی نزن که بحثش بی‌فایده است

چون ایکک امگفت که لووم خشک بوو

چون این‌قدر گفتم که لبم خشک شد

ولی بازم اگم تا ایشه جونوم جون توش

ولی باز هم می‌گویم، تا جان در تنم هست

خونوم هند جوش

خونم به جوش آمد

حرومخور نوش ها

حرام‌خور، نوش جانت!

همطوو تنت بفروش

همین‌طور تنت را بفروش

حق مه و بندر بشت به جونتون گوشت

حقِ من و بندر گوشتِ تنتان بشود!

شاعر
فرزین وزانی
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد فرزین وزانی است.

یادداشت‌ها

با تشکر از معصومه زاهدی؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.