بهاریه
سرودهی عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی) 📍 کوخرد (بستک)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
نوروز
نوروز
گذشت
گذشت
بهمن و اسفند ماه و حالا
بهمن و اسفندماه، و حالا
نوبت رسي
رسید نوبت
به فروردين و نوروز
به فروردین و نوروز
كييَت خا
حالِ همه خوش است
بلبولو هم نغمه خوانن
بلبلها هم نغمهخواناند
دیگر
تيوتيوِِ كوك و كوگَزيرِن
آوازِ کبک و «کوگزیر» است
كَربُردان
«کربردان»
پِش و دار بَر پُرونوشون
برگِ نخل و درختان، پر از بار
خداوند
خداوندا
شكرِ تو،چه بي نَظيرِن
شکرِ تو، چه بینظیر است
مِشو،عالي
مشو، عالی،
جلال،نيد و مَدحاجون
جلال، نید و مدحاجون
كالِ كادي
کلِ کادی
و جابر مويِ مومَد
و جابرِ مویِ مومد
تُمانون،بَشكرو
«تمانون»، «بشکرو»
دگه تَرارو
و دیگر «ترارو»
كَروندا
میوزد
بادِ كاوشِ خَوش نسيمي
بادِ «کاوش» با نسیمی خوش
برونِ نم
بارانِ نمنم
نمي هم اَكَراندا
نمی هم میپاشد
خداوندا
خداوندا
موي هرساله خوش بيت
هر سالِ ما خوش باشد
ان شالله
انشاءالله
كه موگه بارندگي بيت
که برایمان بارندگی باشد
زمين و
زمین و
دشت و صحرام و دل كوه
دشت و صحرا و دلِ کوه
موي كه
برای ما که
از گل و سوزي جُوون بيت
از گل و سبزه قشنگ باشد
- شاعر
- عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی)
- منبع
- تِرِنُه ↗
- گویش
- کوخرد (بستک)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی) است.
یادداشتها
امضا «ع – ف (بيقرار)»؛ در صفحه هر مصراع دو سطر شکسته شده. نسخه دیگر با شکست درست در po-sarzamineshaeran-blogfa (/post/20 «نوروز»)؛
نخستین نفری باشید که مینویسد