شروهٔ محیا: «به تابستان بهاری چون رطب نیست»
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی سید محیالدین «محیا» بستکی 📍 بستک
این اثر هنوز ترجمهی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمهی ماشینی واژهبهواژه از واژهنامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفتوگوی پایین بنویسید.
به تابستان بهاری چون رطب نیست
به تابستان بهاری چون رطب نیست
به دنیا یادگاری چون پسر نیست
به دنیا یادگاری چون پسر نیست
قلم آرید که محیا خط نویسد
قلم خواهید رفت که محیا خط نویسد
که دنیا اعتبارش تا سحر نیست
که دنیا اعتبارش تا سحر نیست
- شاعر
- سید محیالدین «محیا» بستکی
- گویش
- بستک
با مجوز آزاد منبع بازنشر شده است. حقوق اثر نزد سید محیالدین «محیا» بستکی است.
یادداشتها
منبع مقاله: مقاله: «شاعر به سبب اندوه از دست دادن فرزند، از بیاعتباری دنیا سخن میگوید»؛ ارجاع جداگانه ندارد (پس از آن «(همان)» آمده) (= حبیبی، احمد (۱۳۸۶). محیا شاعری از جنوب. شیراز: نوید). محیا بستکی (سید محیالدین) به گفتهٔ همین مقاله (ص ۱۳۵) «در عصر صفویه» میزیست (مقالهٔ cfl ۱۳۹۸ نیز او را شاعر قرن ۱۱ قمری میداند) → بیش از ۳۰۰ سال از درگذشتش گذشته؛ مالکیت عمومی (مقالهٔ شافعیپور، فروغ وحدت ۱۳۹۵، دوران حیات او را ۱۰۰۵-۱۰۹۸ق میدهد). شروه (دوبیتی) که در آیین چهاردهمی (۱۴ صفر، میناب و دیگر نقاط هرمزگان) خوانده میشود؛ زبان فارسی با واژههای محلی؛ بیترجمه. [ص 130-131 مجله] | نام شاعر در منبع/فایل اولیه: «محیا بستکی (سید محیالدین)»؛ یکدست شد.
نخستین نفری باشید که مینویسد