شروهٔ محیا: «دم صبحی شتر لهوار میرفت»
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی سید محیالدین «محیا» بستکی 📍 بستک
این اثر هنوز ترجمهی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمهی ماشینی واژهبهواژه از واژهنامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفتوگوی پایین بنویسید.
دم صبحی شتر لهوار میرفت
دم صبحی شتر لهوار میرفت
جَلَب رنگین و بیافسار میرفت
جَلَب رنگین و بیافسار میرفت
الهی دیدهٔ محیا شود کور
الهی دیدهٔ محیا شود کور
محمد خود به نزد خاک میرفت
محمد خود به نزد خاک میرفت
- شاعر
- سید محیالدین «محیا» بستکی
- گویش
- بستک
با مجوز آزاد منبع بازنشر شده است. حقوق اثر نزد سید محیالدین «محیا» بستکی است.
یادداشتها
منبع مقاله: (همان، ۱۴۲)؛ در بخش «حضرت محمد(ص) در شروههای هرمزگان». پانویسهای مقاله: لهوار = رهوار، صاف و هموار رفتن؛ جَلَب = شتر جوان (در بعضی گویشهای هرمزگان از جمله میناب به گاو نر جوان و برومند نیز جلب میگویند) (= حبیبی، احمد (۱۳۸۶). محیا شاعری از جنوب. شیراز: نوید). محیا بستکی (سید محیالدین) به گفتهٔ همین مقاله (ص ۱۳۵) «در عصر صفویه» میزیست (مقالهٔ cfl ۱۳۹۸ نیز او را شاعر قرن ۱۱ قمری میداند) → بیش از ۳۰۰ سال از درگذشتش گذشته؛ مالکیت عمومی (مقالهٔ شافعیپور، فروغ وحدت ۱۳۹۵، دوران حیات او را ۱۰۰۵-۱۰۹۸ق میدهد). شروه (دوبیتی) که در آیین چهاردهمی (۱۴ صفر، میناب و دیگر نقاط هرمزگان) خوانده میشود؛ زبان فارسی با واژههای محلی؛ بیترجمه. [ص 130 مجله] | نام شاعر در منبع/فایل اولیه: «محیا بستکی (سید محیالدین)»؛ یکدست شد.
نخستین نفری باشید که مینویسد