پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

شروهٔ محیا: «سر آب روان و سایه گل»

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی سید محی‌الدین «محیا» بستکی 📍 بستک

این اثر هنوز ترجمه‌ی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمه‌ی ماشینی واژه‌به‌واژه از واژه‌نامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

سرِ آب روان و سایه گُل

سرِ آب روان و سایه گُل

قدم گاه علی و سُمّ دُل دُل

قدم گاه علی و سُمّ دُل دُل

عرق از سینه صاف محمد

عرق از سینه صاف محمد

چکیده بر زمین پیدا شده گُل

چکیده بر زمین پیدا شده گُل

شاعر
سید محی‌الدین «محیا» بستکی
گویش
بستک

با مجوز آزاد منبع بازنشر شده است. حقوق اثر نزد سید محی‌الدین «محیا» بستکی است.

یادداشت‌ها

منبع مقاله: همان، ص ۹۸. پانویس: دُل دُل نام اسب خاکستری رنگ پیامبر(ص) که مقوقس هدیه داد و پیامبر به علی(ع) بخشید. نام محیا در متن نیست؛ انتساب بر پایهٔ مقاله. محیا (سید محی‌الدین بن تاج‌الدین بن قتّال) به گفتهٔ همین مقاله (ص ۷۳-۷۴) میان ۱۰۰۵ تا ۱۰۹۸ قمری زیست، در عمادالقریهٔ لار زاده شد و در حدود ۹۳ سالگی در روستای کال (بخش بستک هرمزگان) درگذشت → بیش از ۳۰۰ سال پیش؛ مالکیت عمومی. دوبیتی (شروه) به فارسی؛ مقاله هر بیت را با «/» در دو سطر چاپ کرده و اینجا هر مصراع یک سطر است. بی‌ترجمه. [ص 78 مجله] | نام شاعر در منبع/فایل اولیه: «محیا بستکی (سید محی‌الدین بن تاج‌الدین بن قتّال)»؛ یکدست شد.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.