شِلالشِلال
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
تَگِرِن و هِی تَزَنِن کُتَک
میگیرندت و مدام کتکت میزنند
سینَه ت اَکُنِن شِلال شِلال
سینهات را میکنند نیمهجان، نیمهجان
تو بی خبر تو بی گناه
تو بیخبر، تو بیگناه
پوست اَ اُستُخُنِت اَکَنِن
پوست از استخوانت میکنند
آدَم آهن نی ،آدمِن
آدم آهن نیست، آدم است
تو بِی دَوا نیاز اِتَه
تو به دوا نیاز داری
صد غَمنُمه جواز اِتَه
صد غم جوازِ تو شده
دُمبال کیف و حال دل
دنبالِ کیف و حالِ دل
نیاز وا دو رُکعت نُماز اِتَه
به دو رکعت نماز نیاز داری
نَه پول اُمَه ، نَه زور اُمَه
نه پول دارم، نه زور دارم
فقط عشقی پُر شور اُمَه
فقط عشقی پرشور دارم
دستُم وا جایی نارَسِه
دستم به جایی نمیرسد
هر جا غمِن حُضور اُمَه
هر جا غم است، من حاضرم
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: قلات شیراز 1356؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-09-27؛
نخستین نفری باشید که مینویسد