شو
ترانه از اسما نیکخواه
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
ولی خود خبر ادنی که چه بود خندهون مه همه وعدعون مه بیچه ماتمم اد نین
ولی خودت خبر نداری که خندههایم چه شد، همهٔ وعدههایم؛ چرا از ماتمم خبر نداری؟
که هیچوقت نبو با اشک مه سرپا غم ابوم باز همه ماتم ابوم باز با چشمی که بودن مشک
که هیچوقت با اشکِ من آرام نگرفت؛ باز سراپا غم میشوم، باز همه ماتم میشوم، با چشمی که مشکِ اشک شده
چه بو که یادت ره اون همه خاطره مثل سال بم گذشت اوشو نهوندی
چه شد که یادت رفت آن همه خاطره؟ آن شب که نیامدی، مثلِ یک سال به من گذشت
سرد بودن دستونوم زنده نم داغونوم کاش شبو بمونی ولی نموندی
دستهایم سرد شده، زنده نیستم، داغانم؛ کاش شب میماندی، ولی نماندی
- شاعر
- اسما نیکخواه
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد اسما نیکخواه است.
یادداشتها
خواننده: مهدی بندری؛ ترانهسرا (طبق صفحه): اسما نیکخواه؛ ملودی: مهدی بندری؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد