پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
داستان بندری فولکلور هرمزگان

علی کبل حسین

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

فولکلور هرمزگان 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اگن یک فینی خوش مشربی هسته به اسم علی کبل حسین که خیلی لاف شیرین شزده ای هم یکی از لاف علی کبل حسین:

می‌گویند مردی فینیِ خوش‌مشرب بود به اسم علی کبل‌حسین (کربلایی حسین) که لاف‌های خیلی شیرینی می‌زد. این هم یکی از لاف‌های علی کبل‌حسین:

وقتی رضا شاه شخواسته بریت جزیره موریس، مه بی خبر داخل خونه نشترم ، یک دفه قاصد هوند که بلند به بدو که رضاشاه کارت ایشستن. سوار خر خو بودم و مث برق بی خودم امرسوند سراسکله. انگیسی یون، درباریون مسئولین گمرگ همه تعجب شاکرده که ای یارو که با خر نهوندن کن که ای همه آدم معطلی ای ووستادن؟ خلاصه تا رضاشاه بی مه ای دید دو ایزد طرفم، دست ایکردی دور گردنم دو قطره اشک ایرخت و ایگفت: علی جان مه رفتم و ای مملکت اُمسپرد دست تو، جون تو و جون اشرف و مح رضا!

«وقتی رضاشاه می‌خواست برود جزیرهٔ موریس، من بی‌خبر توی خانه نشسته بودم که یک‌دفعه قاصدی آمد که: بلند شو بیا، رضاشاه با تو کار دارد! سوار خرم شدم و مثل برق خودم را رساندم سرِ اسکله. انگلیسی‌ها، درباری‌ها و مسئولان گمرک همه تعجب کرده بودند که این یارو که دارد با خر می‌آید کیست که این‌همه آدم معطلش ایستاده‌اند؟ خلاصه تا رضاشاه مرا دید، دوید طرفم، دست انداخت دور گردنم، دو قطره اشک ریخت و گفت: علی‌جان، من رفتم و این مملکت را سپردم دستِ تو؛ جانِ تو و جانِ اشرف و محمدرضا!»

پدیدآورنده
فولکلور هرمزگان
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

این اثر از ادبیات شفاهی و سینه‌به‌سینه‌ی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.

یادداشت‌ها

لاف عامیانه علی کبل حسین (رضاشاه و جزیره موریس).

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.