غار ازنم
سرودهی ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
وای اَکُنُم آه اَکَشُم
وای میکنم، آه میکشم
اَز تَه دِل غار اَزَنُم
از تهِ دل فریاد میزنم
بِی هَمَه بیدار اَکُنُم
همه را بیدار میکنم
خافتِن و خاردِن بَسُمِن
خوابیدن و خوردن بسم است
هَر چه کِه دَردِن بَسُمِن
هر چه درد است بسم است
پیری و مُردِن بَسُمِن
پیری و مردن بسم است
مَردُم ما روشن اَبِن
مردمِ ما روشن میشوند
تیر دِل دُشمَن اَبِن
تیرِ دلِ دشمن میشوند
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
سراینده در صفحه ذکر نشده؛
نخستین نفری باشید که مینویسد