پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

غریب

سروده‌ی صالح سنگبر 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

مِه غَریبُم پیش ِ تو

من پیشِ تو غریبم

تو فریبی پیش مِه

تو پیشِ من فریبی

مِه مَواتن یَه فراز

من می‌خواهم فراز باشم

تُو نشیبی پیش مِه

تو پیشِ من نشیبی

پیش تُو سردُم اَکنت

پیشِ تو سردم می‌شود

دل مه گرما شوات

دلِ من گرما می‌خواهد

روح تُو یَه گل کَنین

روحِ تو یک گلدانِ کوچک است

مِه دلُم دریا شَوات

دلِ من دریا می‌خواهد

تو اَگی دُوستت اُمَه

تو می‌گویی دوستت دارم

مه اَگم که هَوسن

من می‌گویم که هوس است

تو اَگی عاشکتُم

تو می‌گویی عاشقتم

مِه اَگم که کَفَسن

من می‌گویم که قفس است

مه که مُرغِ عشک نَهم

من که مرغِ عشق نیستم

بکنیم توئی کَفس

که بیندازی‌ام توی قفس

جای مه تَنگ بُکنی

جایم را تنگ کنی

بگری اَ مِه نَفس

و نفسم را از من بگیری

شاعر
صالح سنگبر
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.