پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

فصل بهار (وقتی که تمدی نگاهت امکه)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

وقتی که تـُمدی ، نگاهت اُمکـِه عاشقت بودُم

وقتی که مرا دیدی و نگاهت کردم، عاشقت شدم

تیر نگاهت ایخا تو قلبُم ، لرزی وجودُم

تیرِ نگاهت به قلبم خورد، وجودم لرزید

نارِیت ز یادُم او لحظه ُونی که با تو بودُم

از یادم نمی‌روند آن لحظه‌هایی که با تو بودم

آتِش عشق تو دامن ایـزَه ایسوزُند وجودُم

آتشِ عشقِ تو به دامنم افتاد، وجودم را سوزاند

اَریم به صحرا مه وا خود تو فصل بهارِن

من و تو به صحرا می‌رویم؛ فصلِ بهار است

اَریم تو باغو اَکنیم گردش که گل وُ زارِن

به باغ‌ها می‌رویم، گردش می‌کنیم، که گلزار است

نارِیت ز یادُم او لحظه ُونی که با تو بودُم

از یادم نمی‌روند آن لحظه‌هایی که با تو بودم

آتِش عشق تو دامن ایـزَه به تار و پودُم

آتشِ عشقِ تو به تار و پودم افتاد

شاعر
ناشناس
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

ترانه‌سرا ذکر نشده؛ «به یاد زنده یاد ناصر عبداللهی» — ترانه‌ای که ناصر عبداللهی خوانده؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.