مادر (دی سلامت می کنم)
سرودهی سید محمد آواز 📍 بهده (پارسیان)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دي سلامت مي كنم ، جو نم به قربون صدات
مادر، سلامت میکنم؛ جانم به قربان صدایت
دي بدا دستم بگي ، شوم فداي خاك پات
مادر، دستم را بگیر؛ فدای خاک پایت شوم
گرمي دستاي گرمت ، طپش قلب و حضورن
گرمیِ دستان گرمت، تپشِ قلب و حضور است
ته كشي دست محبت ، له سرم با مهربوني
با مهربانی دستِ محبت روی سرم میکشیدی
دي محبتت زياد ن ، عمر مو به مثل بادن
مادر، محبتت بسیار است؛ عمر ما مثل باد است
حالا مو مرد رشيدم ، كودكي هام خوب ميادن
حالا من مردی رشیدم؛ کودکیهایم خوب یادم هست
قصهء تنوره ديو ، قصهء گرگ و پلنگي
قصهٔ دیوِ تنوره، قصهٔ گرگ و پلنگ
كجا رفت پاويز و خرما ، كجا رفت ان فصل گرما
کجا رفت پاییز و خرما؟ کجا رفت آن فصل گرما؟
كجا رفت آو ت كوزه ، كجا رفت خشكو و خرما
کجا رفت آبِ توی کوزه؟ کجا رفت «خشکو» و خرما؟
شووياي گرم تاوستو ، بازي هيار هياره
شبهای گرم تابستان، بازیِ «هیار هیاره»
دي گپم خيلي زيادن ، دلم از دست تو شادن
مادر، حرفم خیلی زیاد است؛ دلم از تو شاد است
توي قلب پاك و صافت ، خدا عشقي اشنهادن
در قلب پاک و صافت خدا عشقی نهاده است
كه مو عاقبت به خير بم ،به جهان كبريايي
که من عاقبتبهخیر شوم در جهانِ کبریایی
نتوان محبتت را ، بكنم جان مو جبران
نتوانم ای جان، محبتت را جبران کنم
كه بهشت عافيت را بدهد به سر پناهم
که بهشتِ عافیت را به سرپناهم بدهد
- شاعر
- سید محمد آواز
- منبع
- چشمه شمس بهده ↗
- گویش
- بهده (پارسیان)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد سید محمد آواز است.
یادداشتها
«شعری به زبان بهدهی در باره ی مادر» از صاحب وبلاگ؛ ۲۶ مصراع؛ چند بیت پایانی فارسی است. بدون ترجمه؛
نخستین نفری باشید که مینویسد