پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

یه عده زیر بارونن

سروده‌ی ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یه عده زیر بارونن

عده‌ای زیرِ باران‌اند

یه گوش همی چکو چکو

گوشه‌ای، همین‌طور لرزان

یه عده گرم خوو خش

عده‌ای گرمِ خوابِ خوش

زیر ملافه و پتو

زیرِ ملافه و پتو

یه عده تو همی زمون

عده‌ای در همین زمان

از گشنگی هلاک این

از گرسنگی هلاک‌اند

یه عده از زور خشی

عده‌ای از زورِ خوشی

عاشق سینه چاک ابن

عاشقِ سینه‌چاک می‌شوند

بعضی از بس طلا شوهه

بعضی از بس طلا دارند

پارتی و آشنا شوهه

پارتی و آشنا دارند

نه لطفی با خلایق و

نه لطفی با خلایق و

نه کاری با خدا شوهه

نه کاری با خدا دارند

بعضی با هر که یار ابن

بعضی با هر که یار می‌شوند

رو اسب دل سوار ابن

سوار بر اسبِ دل می‌شوند

بی خوشو از یاد ابرن

خودشان را از یاد می‌برند

عاشق جون نثار ابن

عاشقِ جان‌نثار می‌شوند

یه عده تو خیال ول

عده‌ای در خیالِ بیهوده

گل علف بار ازنن

گل و علف بار می‌زنند

یه عده ناامید ابن

عده‌ای ناامید می‌شوند

بی خوشو وا دار ازنن

خودشان را به دار می‌زنند

بعضی با هر که یار ابن

بعضی با هر که یار می‌شوند

رو اسب دل سوار ابن

سوار بر اسبِ دل می‌شوند

بی خوشو از یاد ابرن

خودشان را از یاد می‌برند

عاشق جون نثار ابن

عاشقِ جان‌نثار می‌شوند

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

نام شاعر در این پست نیامده؛ در post-639 همین شعر «شعر: استاد ابراهیم منصفی» معرفی شده. post-94 تکرار همین پست است؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.