مریمی
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دل مونالَه یِ غمگین اُشِن
دلِ من نالهای غمگین دارد
مَبُش مَزدورحالاکه یارُمِش
رنجیده نباش، حالا که یارِ منی
عشق تووزنَه یِ سنگین اُشِن
عشقِ تو وزنهای سنگین دارد
هوااَبرینوبَرُون نَم نَمِن
هوا ابری است و باران نمنم است
مریمی بِدکه توهَم مَزکَمِن
مریمی، بیا که تو هم همراهِ منی
بگَردُم تِه دشتُ مارکَه بهار
بگردیم در دشت و «مارکه»، بهار است
گُل وبلبل چهرَه شوُن پُرغَمِن
چهرهٔ گل و بلبل پرغم است
عطروبویِ خَشُت اَزراه اَتات
عطر و بوی خوشت از راه میآید
نَفَسُم بانَفَسُت بَنداَبیت
نفسم با نفست بند میشود
عشق پاکِ توشَه هَمراه اَتات
عشقِ پاکِ تو همراهش میآید
اَچُم صَحراورُزِخِهرُواَکال
میرویم صحرا، روزِ «خهر» و «اکال»
خدابَرخُومُون اِساراُشکِه سال
خدا امسال برایمان سالِ خوبی کرده
بِگِرِم دَستُت اَتِه دست خُم
دستت را در دستِ خودم بگیرم
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: حبیب لاورزیری؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد