پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

گل سرخ

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بیا دستت توی دستوم تا باهام برم یه جای خلوت

بیا دستت را توی دستم بگذار تا با هم برویم یک جای خلوت

دور بشیم از غم و غصه بکنیم باهم به شادی دعوت

از غم و غصه دور شویم و با هم شادی را دعوت کنیم

اگه تو پایه بشی دل نکنی میون راه عزیزم

اگر تو پایه باشی و وسطِ راه دل نکَنی، عزیزم

اگه جونمم بخوای روی چشوم ادم به تو عزیزوم

اگر جانم را هم بخواهی، روی چشمم به تو می‌دهم، عزیزم

تو که خودت گل سرخی

تو که خودت گلِ سرخی

دگه نیازی نین یار مه به تو گلی بچینوم

دیگر نیازی نیست، یارِ من، برایت گلی بچینم

مثه رنگین کمونی

مثلِ رنگین‌کمانی

دلوم شواتن از صبح تا پسین چشوت بگینوم

دلم می‌خواهد از صبح تا عصر چشمانت را ببینم

اگه دست مه بشت دنیا م به پات اریزوم

اگر دستِ من باشد، دنیا را به پایت می‌ریزم

هرچه گل هه توی باغون روی مودونت اریزم

هر چه گل در باغ‌هاست، روی موهایت می‌ریزم

بس که جونی و مه حیرون بودوم از مولی شلالت

بس که زیبایی، من حیرانِ موهای شلالت شدم

هیچ کم اتنین از فرشته ای همه جونی حلالت

هیچ چیز از فرشته کم نداری؛ همهٔ زیبایی حلالت

تو که خوت گل سرخی دگه نیازی نین یار مه به تو گلی بچینوم

تو که خودت گلِ سرخی، دیگر نیازی نیست، یارِ من، برایت گلی بچینم

مثه رنگین کمونی

مثلِ رنگین‌کمانی

دلوم شواتن از صبح تا پسین چشوت بگینوم

دلم می‌خواهد از صبح تا عصر چشمانت را ببینم

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: رضا حیدری؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.