پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

منارَه

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی علی فقیهی 📍 قشم

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اِی مَنارَه ، مَنارَه داوَرِن

ای مناره، منارهٔ «داوَر» است

از خونَه در بی ، که دیریا خواهَرِن

از خانه بیرون بیا، که دریا خواهر است

ایی جهازُن یکی دوتا سه تا

این جهازها، یکی، دوتا، سه‌تا

لِنگِر شُکردی یُ رَفتِن خاجتا

لنگر انداختند و رفتند «خاجتا»

رَفتُم پا بُرکَه مَنارَه داوَرِن

رفتم پای برکه، منارهٔ «داوَر» است

جَهله خُ مِشکَه که دیریا خواهَرِن

کوزه‌ام را می‌شکستم، که دریا خواهر است

تا کِه رَسیدُم وا خورِ خاجِتا

تا رسیدم به خورِ خاجتا

هَر چه نَکِردَم عروس وا مِه نِتا

هر چه می‌کنم، عروس با من نمی‌آید

اِمسال دو سالِن، دِلُم دُمبالِتِن

امسال دو سال است که دلم دنبالِ توست

یارُم نَهُندِن همیشَه یادِتِن

یارم نیامده، همیشه به یادت هستم

سَر چایِ نابَن دو تا گَک اُمگِتِن

سرِ چاهِ «نابَن» دو تا قورباغه گرفته‌ام

پِستُن زِینی وا ناحَک اُمگِتِن

پستانِ زینی را به ناحق گرفته‌ام

شاعر
علی فقیهی
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
قشم
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد علی فقیهی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.