باد نعشی
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی مهدی دیناری 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بیاد بی بی و عزی نکفتم
به یادِ بیبی و عزی افتادهام
نوای مردمون شیری که رفتن
نوای مردمِ شیردلی که رفتند
سوار نعشیم یارم فغونن
سوار بر بادِ نعشی، یارم در فغان است
به مثل دردون دیریا نهونن
مثلِ مرواریدهایی که در دریا پنهاناند
ای آینه دیریائی زلالن
این آینهٔ دریاییِ زلال است
ای آذینه روی هر نهالن
این زینتِ روی هر نهال است
به توی پیچ و خم چاهکوه ارفتم
توی پیچ و خمِ چاهکوه میروم
زر دوران مهرورزون
زرِ دورانِ مهرورزان
زری که چاه شوکه اون دًیر ورزون
زری که آن کوشندگانِ دیرین چاهش کردند
هلر رمچاه به یکبار هم نرفتم
هلر و رمچاه را یکباره هم دارم میروم
ابوموسئ و تنب یکجا نرفتم
ابوموسی و تنب را یکجا دارم میروم
به مهر ای گل سرخ نهونش
به مهرِ این گلِ سرخِ پنهانش
به سرخی دلون مردمونش
به سرخیِ دلهای مردمانش
- شاعر
- مهدی دیناری
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد مهدی دیناری است.
نخستین نفری باشید که مینویسد