پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

رَمَضون

سروده‌ی اسلام مظفری (ده‌تل بستک) 📍 بستکی (گوده)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بُشِ آفتاب وَدی، از پسِ برکه دوزور

قرص خورشید رفت پشتِ برکهٔ دوزور

شفق سرخ اَدَدای، خَوِر از وقت فطور

شفقِ سرخ خبر از وقت افطار می‌دهد

سردی شِونم اَزَتای رنگ سُرخابی اَ دشت

سردیِ شبنم رنگِ سرخابی را از دشت می‌گیرد

اَ تکلّا چونِ موج، دهَه و بهمنِِ مست

در جنب‌وجوش، چون موج، دهه و بهمنِ مست

مسجد از پیر و جَوون، پُر بُده تا دَمِ در

مسجد از پیر و جوان پر شده تا دمِ در

لِه شِوِستون، کفِ صحن، شَط کَتِه سرتاسر

در شبستان و کف صحن، سفره پهن شده سرتاسر

تََی هِن از گفت و شنود، غرق در کَیف و خَنَه

عده‌ای گرمِ گفت‌وگویند، غرق در کیف و خنده

تََئده هم خسته کار، شَل و شَهمات و گَنَه

عده‌ای هم خستهٔ کار، شل و وارفته و منگ

بِچِیا جَعم هِستِن، دور شَط با گِرِنی

بچه‌ها با سروصدا دور سفره جمع شده‌اند

جلوِ آغو وَدی، دیخِ گرم و شِرِنی

جلوی آقا گذاشته‌اند دیگِ گرم و شیرینی

تَوَلِِز از رُوِ لُز، نُخود از مَئلَه بَرا

«تولز» از روی «لز»، نخود از «مله‌برا»

سِرَه زیر از هَمه سمت، برکت پاک خدا

«سره» از همه سو پایین می‌رود، برکتِ پاکِ خدا

نُونِیا گرم و تَزَه، هارمَیا گِرد و جُوُن

نان‌ها گرم و تازه، «هارمه»‌ها گرد و قشنگ

چَشِیا خیرَه به شَط، گُشِیا مَعطلِ بُنگ

چشم‌ها خیره به سفره، گوش‌ها منتظرِ بانگ اذان

آغو فریاد که هی، تو بِچو داد مَکَش

آقا فریاد می‌زند: هی، تو بچه! داد نکش

ممّد هُو گرم نِبو، اَمَت از پیپ مَبَش

ممد، آب گرم نشود! این‌قدر سرِ پیپ نباش

همَه جَعم از گَپ و خُرد، غَلبَلا هِن وَرِ شَط

همه جمع‌اند، از بزرگ و کوچک، با هیاهو کنارِ سفره

منتظر تا بِرَسِت، هارمَیا از تِه گُلَت

منتظرند تا «هارمه»‌ها از تهِ دیگ برسند

وقت تکبیر امام، صبریا هَرمَه خَلاص

وقتِ تکبیرِ امام، صبرِ همه تمام می‌شود

تَی شَ پِنجِن بُشِ نون، تَی اَبِت دست اَ گِلاس

دستِ یکی به نان است، دستِ دیگری به لیوان

شور و شوقی که اَپان، ناشو وُردَه اَ زُبُن

شور و شوقی که آنجاست، به زبان نمی‌آید

گر تو هم اهل دِلِش، بِدو مَئجِت دَمِ شوم

اگر تو هم اهل دلی، دمِ شام بیا مسجد

شاعر
اسلام مظفری (ده‌تل بستک)
گویش
بستکی (گوده)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد اسلام مظفری (ده‌تل بستک) است.

یادداشت‌ها

به مناسبت ماه رمضان؛ با تشکر از رامی رفیعی؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.