پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

مه هنوزا فکر اکردم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی علی فقیهی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

مِ هنوزا فکر اَکِردم

من هنوز فکر می‌کنم

که چطو اَبو یَ خونَه لُو دیریا بسازُم

که چطور می‌شود خانه‌ای کنارِ دریا بسازم

خونه ای امن و صِمیمی

خانه‌ای امن و صمیمی

خونه ای دِنج

خانه‌ای دنج

که بُبو تنگِ غروبو

که بشود دمِ غروب

موجِ دیریا تو اُتاکِ خوم بیارُم

موجِ دریا را به اتاقِ خودم بیاورم

خونه ای که مرغِ دیریایی بیاتِن

خانه‌ای که مرغانِ دریایی بیایند

خودِ جفتی وا رو سکفی بی خوشو لونَه بسازن

با جفتشان روی سقفش برای خودشان لانه بسازند

لونَه شون امن و صمیمی

لانه‌شان امن و صمیمی

لونَه شون دنج

لانه‌شان دنج

مِ هنوزا فکر اَکِردم

من هنوز فکر می‌کنم

که چطو اَبو وا رو موج

که چطور می‌شود روی موج

وا همی دستُونِ خالی

با همین دست‌های خالی

گُلِ خوشبختی بکارُم

گلِ خوشبختی بکارم

نه که هر گُلی مرادِن

نه اینکه هر گلی مرادم باشد

مِ گُلی اَ جنسِ ایثار و وفاداری مَواتِن

من گلی از جنسِ ایثار و وفاداری می‌خواهم

گُلی که رو موجِ دیریایی بَشت که

گلی که روی موجِ دریا باشد، که

مِ غروبو تو اُتاکِ خوم شَتارُم

من غروب‌ها به اتاقِ خودم بیاورمش

خونه ای که فکر اَکِردم

خانه‌ای که فکرش را می‌کنم

بی خو لو دیریا بسازُم

برای خودم کنارِ دریا بسازم

رو به احساسِ لِطیفِ رفتِنِن قدم قدم تا بی نِهایت

رو به حسِ لطیفِ رفتن است، قدم‌به‌قدم تا بی‌نهایت

تا همُون جایی که دل بِگِیت بَسِن بُو بربِگردیم

تا همان جایی که دل بگوید بس است، برگردیم

زود بَ تا غروب نبودِن

زود باش، تا غروب نشده

تا که موج و گُل نهُندن

تا موج و گل نیامده‌اند

بربِگردیم

برگردیم

بربِگردیم

برگردیم

خونه ای که فکر اَکردم

خانه‌ای که فکرش را می‌کنم

شایَ تصویر و خیال بچّگیمِن

شاید تصویر و خیالِ کودکی‌ام است

شایَ رویایی محالِن

شاید رؤیایی محال است

شایَ ای یَ آرزویین که مِ باور ناکُنُم خُو و خیالِن

شاید این آرزویی است که من باور نمی‌کنم خواب و خیال است

آرزوی بچّگیمِن

آرزوی کودکی‌ام است

ای دلیلِ زندگیمِن

این دلیلِ زندگی‌ام است

خونه ای که فکر اَکردم

خانه‌ای که فکرش را می‌کنم

انتهایِ خستگیمِن

پایانِ خستگی‌ام است

شاعر
علی فقیهی
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد علی فقیهی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.