مه هنوزا فکر اکردم
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی علی فقیهی 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
خونه ای امن و صِمیمی
خانهای امن و صمیمی
خونه ای دِنج
خانهای دنج
که بُبو تنگِ غروبو
که بشود دمِ غروب
موجِ دیریا تو اُتاکِ خوم بیارُم
موجِ دریا را به اتاقِ خودم بیاورم
خونه ای که مرغِ دیریایی بیاتِن
خانهای که مرغانِ دریایی بیایند
لونَه شون امن و صمیمی
لانهشان امن و صمیمی
لونَه شون دنج
لانهشان دنج
گُلِ خوشبختی بکارُم
گلِ خوشبختی بکارم
نه که هر گُلی مرادِن
نه اینکه هر گلی مرادم باشد
گُلی که رو موجِ دیریایی بَشت که
گلی که روی موجِ دریا باشد، که
خونه ای که فکر اَکِردم
خانهای که فکرش را میکنم
رو به احساسِ لِطیفِ رفتِنِن قدم قدم تا بی نِهایت
رو به حسِ لطیفِ رفتن است، قدمبهقدم تا بینهایت
تا همُون جایی که دل بِگِیت بَسِن بُو بربِگردیم
تا همان جایی که دل بگوید بس است، برگردیم
تا که موج و گُل نهُندن
تا موج و گل نیامدهاند
بربِگردیم
برگردیم
بربِگردیم
برگردیم
خونه ای که فکر اَکردم
خانهای که فکرش را میکنم
شایَ تصویر و خیال بچّگیمِن
شاید تصویر و خیالِ کودکیام است
شایَ رویایی محالِن
شاید رؤیایی محال است
شایَ ای یَ آرزویین که مِ باور ناکُنُم خُو و خیالِن
شاید این آرزویی است که من باور نمیکنم خواب و خیال است
آرزوی بچّگیمِن
آرزوی کودکیام است
ای دلیلِ زندگیمِن
این دلیلِ زندگیام است
خونه ای که فکر اَکردم
خانهای که فکرش را میکنم
انتهایِ خستگیمِن
پایانِ خستگیام است
- شاعر
- علی فقیهی
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد علی فقیهی است.
نخستین نفری باشید که مینویسد