بائی ما تو لردکی
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی مهدی دیناری 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بائی ما تو لردکی " وا گر محمه تکی""شکشی رشته بپی " وا دل درد و گپی"""
پدربزرگم در کپرکش، کنارِ محمدتقی؛ رشتهٔ قصههای پدرش را میکشید، با دلی پر درد و بزرگ
شگو که برک مو نهه " دلون ننگ مو نهه""سیدهً "کج مو نهه " وا کسی جنگ مو نهه"""
میگفت که برق نداشتیم، دلِ تنگ نداشتیم؛ راهِ کج نداشتیم، با کسی جنگ نداشتیم
زندگی رنجی نهه" کیسه گنجی نهه""زمون بنگی نهه" کوچًون تنگی نهه
زندگی رنجی نداشت، جیب گنجی نداشت؛ زمانه بنگی نداشت، کوچهها تنگ نبود
شگو که یاری مکه"رمازا گازی مکه""پا بیل لمبو مکه"هوار مغون مکه""
میگفت که به هم یاری میکردیم؛ رمضانها «گازی» میکردیم؛ پای بیل «لمبو» میکردیم؛ «هوارِ» نخلها را میکردیم
عیدو هم حمم مکه جمه پاری خوم مکه""گٍل سرخی تر مکه"نشون دون جًهون مکه"""
عیدها هم حمام میکردیم، جامهٔ وصلهدارمان را میپوشیدیم؛ گلِ سرخی تر میکردیم، به جهان نشان میدادیم
مه تکی یادی نهه"مرض هاری کمه""عشق مججازی نهه"موسیکی جازی نهه"""
محمدتقی یادش نیست؛ مرضِ هاری کم بود؛ عشقِ مجازی نبود؛ موسیقیِ جاز نبود
- شاعر
- مهدی دیناری
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد مهدی دیناری است.
نخستین نفری باشید که مینویسد