مه و تو
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی چوک سیم بالا 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
مووتو کصه یه بوسه بودیم مووتو کصه یه غصه بودیم
من و تو قصهٔ یک بوسه بودیم، من و تو قصهٔ یک غصه بودیم
مووتو بی خیال از هرزما نه مو وتو عاشقان عاشقونه
من و تو بیخیال از هر زمانه، من و تو عاشقانِ عاشقانه
ما رفت ته ، سید مظفر بی عروسی ما چیده نقل وبادام ، ما دو دستی
به سید مظفر میرفتیم، در عروسیها نقل و بادام جمع میکردیم، ما دوتایی، با دو دست
ما خونده شعرون زیبا ونسروک ما گفته کصه ها ی چین و ماچین
شعرهای زیبا و «نسروک» میخواندیم، قصههای چین و ماچین میگفتیم
ما هوند لوتیو هر روز وهرشو ما نشته پای خضر امشو ودوشو
هر روز و هر شب به ساحل میآمدیم، امشب و دیشب پای خضر مینشستیم
ماگفته کصه دل از بهر یاران ماخونده شروند خاش زیرکنارون
قصهٔ دل را برای یاران میگفتیم، شروندِ خوش را زیر درختانِ کُنار میخواندیم
ما نشته تا کُپ صبح لو دیریا مابوده بی خیال از غم فردا
تا خودِ صبح لب دریا مینشستیم، بیخیالِ غمِ فردا بودیم
ولی افسوس که کدر هم دگه موندونست تو رفتی راه خود مه موندوم حیرون
ولی افسوس که دیگر قدرِ هم را ندانستیم؛ تو راهِ خودت را رفتی و من حیران ماندم
آلهی بر بکیتن ای بی عدالت بشیم حافظ هم ما تا قیامت
الهی این بیعدالتی برافتد؛ تا قیامت نگهبانِ هم باشیم
- شاعر
- چوک سیم بالا
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد چوک سیم بالا است.
یادداشتها
امضای «چوک سیم بالا» (غلامرضا دادنهال، از نویسندگان صفحه)؛
نخستین نفری باشید که مینویسد