پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

مکاننی که تا حالا ردوودن ازشون سحر نه جن آدم اره

مکاننی که تا حالا ردوودن ازشون سحر نه جن آدم اره قسمت آخر

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی موسی طایف (مدیر وبلاگ) 📍 قشم (درگهان)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

مّهرّخ مال مرحوم صالح جهمه (مسیر باریک بالا کوهی)

«مهرخِ» مرحوم صالح جهمه (راهِ باریکِ بالای کوه)

یتا دگه از مکانونی که تا حالا رد وودن از اونجا سنگینن

یکی دیگر از جاهایی که تا حالا رد شدن از آنجا سنگین (ترسناک) بوده،

مّهرّخ مال صالح جهمن باور بکنی شاو ورغار از ای مسیر خیله

مهرخِ صالح جهم است. باور کنید دیروقتِ شب گذشتن از این مسیر خیلی

ترسناکن مه خودم شخصن وا یه نفه که دخه همو محله چند

ترسناک است. من خودم شخصاً با یک نفر که چند سال است در همان محله

سالن نیشته گپ امزه وامگو جریان ای چن بیچه شما به روز از

می‌نشیند حرف زدم و گفتم: «جریانِ این چیست؟ چرا شما روز از

همی طرف اطی ولی شاوو ازراه دگه بالا کوه اری ایگو بخاطه

همین طرف می‌آیید، ولی شب از راهِ دیگری بالای کوه می‌روید؟» گفت: «چون

که پیشترن چندگیر که از همیطرف رد وودیم یه چیزه عجیب

پیش‌ترها چند بار که از همین طرف رد شدیم، یک چیزِ عجیب،

مثل گاو یا سروصدا چوک کوچک از همی جا درهْنده واز

مثلِ گاو، یا سروصدای بچهٔ کوچک، از همین‌جا بیرون آمد، و از

هموغایه دگه حقیقتی زهراما ناکن شاون رد بشینم البته الان

همان وقت، راستش، دیگر جرئت نمی‌کنیم شب رد شویم.» البته حالا

که شهر شلوغن واونجا راهی راست شوکرده وافغانی زیادن

که شهر شلوغ است و آنجا راهِ راستی ساخته‌اند و افغانی زیاد است،

ترس اینین بله اتونی یک شاوو ورغار به امتحان از اونجا ردبشی

ترسی نیست. بله، می‌توانید یک شب دیروقت، برای امتحان، از آنجا رد شوید

یا چند دیکه وستی نگا بکنی چه احساسی اکنی

یا چند دقیقه بایستید و نگاه کنید ببینید چه احساسی می‌کنید.

مکان بعدی بهداری یا همو درمنگاه (جلو طلافروشیون)

جای بعدی: بهداری، یا همان درمانگاه (جلوی طلافروشی‌ها).

ای مسیر هم که زمون قدیم هیچه نووده یعنه نه جاده ونه

این مسیر هم، که در زمانِ قدیم هیچ نبود، یعنی نه جاده بود و نه

خانه (ونزدیکی اون به کوه دلبری که حالا زیر شوارده) رد وودن

خانه (و نزدیکی‌اش به کوهِ دلبری، که حالا صافش کرده‌اند)، رد شدن

از اونجا ترس ایوده طبق گفته بْرا دپلم آمو محسن دپلم که وخته

از آنجا ترس داشت. به گفتهٔ برادرِ دیپلم، عمو محسن دیپلم: «وقتی

ما کوچک وودیم مره گازی خو مکه نزدیک شْم که شوو مْمون ما

ما کوچک بودیم، نزدیکِ غروب بازی می‌کردیم، وقتی که مادرهایمان

شّهن وهوا ما ونشوهلی تا شْم بنینیم یکرو همطو گازی خو

می‌آمدند و نمی‌گذاشتند تا غروب بنشینیم. یک روز همین‌طور بازی

مکه ودرفکر نودیم که شْم نوودن دخه دل همی خاکن نیشتریم

می‌کردیم و حواسمان نبود که غروب شده؛ وسطِ همین خاک نشسته بودیم

که یه چیزه دراز مثل غول از طرف کوه دخه دلبری ره ایکدک ای

که چیزی دراز، مثلِ غول، از طرفِ کوه رفت توی دلبری؛ آن‌قدر

دراز هسته که ما سری نّمْدی کیا هسته اون دوره هم دخه

دراز بود که ما سرش را نمی‌دیدیم که کیست.» آن دوره هم

دلبری صحرا هسته وکسه به شاو پشت همی کوه نشره بخاطه

دلبری بیابان بود و کسی شب پشتِ این کوه نمی‌رفت، به خاطرِ

همی شْم که شوو کسه جرات اینهه به هلر بره بخاطه که ای

همین غروب، که شب کسی جرئت نداشت به «هلر» برود، چون این

طرفی همه مْغ هسته ودریا منظور از ای طرفی همی طرف

طرف همه نخل بود و دریا؛ منظور از این طرف، همین طرفی است

که مدرسه ملاعلی الانین

که حالا مدرسهٔ ملاعلی آنجاست.

مکان آخر کوچه مال ممه ایسف شون (دخه قبله )

جای آخر: کوچهٔ خانوادهٔ ممه ایسف (در طرفِ قبله).

قدیمون دخه همی محله زیارت ووده وبخاطه نزدیکی واقبرن کسه

قدیم‌ها در همین محله زیارتگاهی بود و به خاطرِ نزدیکی به قبرها کسی

شاو زیاد از ای مسیر رد نووده الان هم اگه یه وخته شاوو دخه

شب زیاد از این مسیر رد نمی‌شد. حالا هم اگر یک وقت شب

همی کوچه باریکنی که هسته روبرو خانه حامد غفوری و کوچه

از همین کوچهٔ باریکی که روبه‌روی خانهٔ حامد غفوری و کوچهٔ

مال مجیب حاجی بروهیمشون ردبشی یه طوری هه یعنه آدم

خانوادهٔ مجیب حاجی بروهیم است رد شوید، یک‌جوری است؛ یعنی آدم

خودبخو اترسه چیزه نین هو ولی کوچه ای سنگینن مه خودم

خودبه‌خود می‌ترسد. چیزی نیست، آره، ولی کوچه سنگین است. من خودم

حقیقتی واموتور زیاد رد وودم ولی واپانرفتم امتحانی مجانین

راستش با موتور زیاد رد شده‌ام، ولی پیاده نرفته‌ام؛ امتحانش مجانی است.

درضمن نوشتن ای مطالب قصد ترسوندن به کسی نین فقط

در ضمن، نوشتنِ این مطالب قصدِ ترساندنِ کسی را ندارد؛ فقط

جهت اطلاع از ای مکانن ووده

برای اطلاع از این مکان‌ها بوده است.

شاعر
موسی طایف (مدیر وبلاگ)
گویش
قشم (درگهان)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد موسی طایف (مدیر وبلاگ) است.

یادداشت‌ها

قسمت آخر روایت مکان‌های جن‌دار درگهان؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.