میخ چشم (عزیزوم میخ چمونت بودم)
سرودهی ناشناس 📍 بندری (محل دقیق ذکر نشده)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بدوم به قندی رفتم تو لو تو همه از قول تو شگو چقد تلخه
قند شدم، رفتم توی دهانت؛ همه از قولِ تو میگفتند: چقدر تلخ است!
- شاعر
- ناشناس
- گویش
- بندری (محل دقیق ذکر نشده)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
سراینده در صفحه ذکر نشده؛ پست به نام ابراهیم پارسازاده (صاحب وبلاگ) است و شاید سروده خودش باشد. آمیخته بندری و فارسی محاوره، ۶ سطر، بدون ترجمه؛
نخستین نفری باشید که مینویسد