ناتونم برم، ناتونم بنینم
سرودهی ابراهیم منصفی (رامی) 📍 میناب
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
ناتونُم بگَم، ناتُونُم بِگینُم
نمیتوانم بگویم، نمیتوانم ببینم
عوض شراب ، شیر گُو مُخا
به جای شراب، شیرِ گاو بخوری
خواهِشِ کَمتِه ، دل بی غَمتِه
خواهشِ کمتر، دلِ بیغمتر
بی خیال مال ، خیلی آدمتِه
بیخیالِ مال، خیلی آدمتر
وا یَه دنیا غم ، چه بایدش کرد
با یک دنیا غم چه باید کرد؟
راهِ چارَه چِه ن ، وا ایهمه درد
راهِ چاره چیست با این همه درد؟
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- میناب
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
دوبیتیهای پیوسته (۸ بند دوسطری). ترجمه ندارد. پس از آن شعر فارسی «تنهایی» منصفی آمده که ثبت نشد؛
نخستین نفری باشید که مینویسد