پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

از بی کسی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ناشناس 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

دِلُم از بی کسی تو سینَه مُردِن

دلم از بی‌کسی در سینه مرده

وا پُر بودِن نُگاه باد اینَبُردِن

با اینکه نگاهم پر است، باد آن را نبرده

خون از چشمُم نَرختِن دُنَه، دُنَه

خون از چشمم دانه‌دانه می‌ریزد

دِل مُردَم هَنو خیلی جََوُنَه

دلِ مرده‌ام هنوز خیلی جوان است

اُ خَندَه اُن کُجان عشقُن چه بودَن

آن خنده‌ها کجایند؟ عشق‌ها چه شدند؟

هیچ وَه روزُن ایطُو سیا نبودَن

هیچ‌وقت روزها این‌طور سیاه نبودند

یَه روزی آسَمُن آبی تِر اَستَه

یک روزی آسمان آبی‌تر بود

هَر جا تَرفتَه خوبی بشتِر اَستَه

هر جا می‌رفتی خوبی بیشتر بود

پَسینی اِی پَسین ِبی پَناهی

عصری است، این عصرِ بی‌پناهی

گُم بودِن مِثل سایَه تو سیاهیi

گم شده‌ام مثلِ سایه در سیاهی

دِلُم از بی کسی تو سینَه مُردِن

دلم از بی‌کسی در سینه مرده

وا پُر بودِن نُگاه باد اینَبُردِن

با اینکه نگاهم پر است، باد آن را نبرده

شاعر
ناشناس
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.