واسونک «ننی هاروس خنده میکرد» (دغدغهٔ مادر داماد)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
فولکلور هرمزگان 📍 بندر دیوان (بندرلنگه)
ننی هاروس خَندهَ میکرد، دُوماد گُلم اُومد
مادر عروس شادمانه میخندید و میگفت: داماد گلم از راه رسید.
نه نی دوماد گَریه میکرد، آتش جونم اومد
مادر داماد گریه میکرد که با آمدن عروس، گویی آتشی به جان ما فتادهاست. (آتش جان استعاره از عروس است که برای مادر شوهر به منزلهی آتش جان بوده و رقیبی محسوب میشدهاست.)
- پدیدآورنده
- فولکلور هرمزگان
- گویش
- بندر دیوان (بندرلنگه)
- ترجمه
- از منبع
این اثر از ادبیات شفاهی و سینهبهسینهی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.
یادداشتها
واسونک (ترانهٔ عروسی). زیر عنوان «دغدغهٔ مادر داماد در پذیرش عروس». راوی ذکر نشده.
آوانویسی مقاله:
Nanay hārus xanda mikard, dūmāde golam umad
Nanay dumād garya mikard, ātaše junam umad
نخستین نفری باشید که مینویسد