پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

چشمون تو ستاره ن

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

چشمون تو ستارن و پیشونیت آسمانن چشمون تو ستارن و پیشونیت آسمانن

چشم‌هایت ستاره است و پیشانی‌ات آسمان است چشم‌هایت ستاره است و پیشانی‌ات آسمان است

ات زدن عطر فتنه که بوی جونت فقانن ات زدن عطر فتنه که بوی جونت فقانن

عطرِ فتنه زده‌ای، که بوی تنت فغان به پا کرده عطرِ فتنه زده‌ای، که بوی تنت فغان به پا کرده

عطر تو هوشم ایبو که گوهر قلبم ایبو عطر تو هوشم ایبو که گوهر قلبم ایبو

عطرت هوشم را برد، گوهرِ قلبم را برد عطرت هوشم را برد، گوهرِ قلبم را برد

نادونم چی تو ولله که زندگی مه اد برد بی خو نادونم چی تو ولله که زندگی مه اد برد بی خو

نمی‌دانم چه هستی، والله، که زندگی‌ام را برای خودت بردی نمی‌دانم چه هستی، والله، که زندگی‌ام را برای خودت بردی

با تو هر رو بهارن و دشت دل لاله زارن با تو هر رو بهارن و دشت دل لاله زارن

با تو هر روز بهار است و دشتِ دل لاله‌زار است با تو هر روز بهار است و دشتِ دل لاله‌زار است

اگه یک روز نیای تو کار دل زار زارن اگه یک روز نیای تو کار دل زار زارن

اگر یک روز نیایی، کارِ دل زار است، زار اگر یک روز نیایی، کارِ دل زار است، زار

برق جومه زری تو به مثل صد تا ستارن برق جومه زری تو به مثل صد تا ستارن

برقِ جامهٔ زری‌ات مثلِ صد تا ستاره است برقِ جامهٔ زری‌ات مثلِ صد تا ستاره است

اگه هر کس ببینه وا خو اگیت تور بهارن اگه هر کس ببینه وا خو اگیت تور بهارن

هر کس ببیند با خودش می‌گوید: تورِ بهار است هر کس ببیند با خودش می‌گوید: تورِ بهار است

شاد سرمهء دو چشمت که خط جونش چو دریان شاد سرمهء دو چشمت که خط جونش چو دریان

خوشا سرمهٔ دو چشمت، که خطِ زیبایش مثلِ دریاست خوشا سرمهٔ دو چشمت، که خطِ زیبایش مثلِ دریاست

وا نگاه دل مکن خون که ای دلم ریش و شیدان وا نگاه دل مکن خون که ای دلم ریش و شیدان

با نگاه دل را خون نکن، که این دلم ریش و شیداست با نگاه دل را خون نکن، که این دلم ریش و شیداست

نادونم چِت که ای دخت که ای دلوم آروم اینین عاشق اون دو چشموت که غیر از تو هیچ کسی نین

نمی‌دانم چه داری، ای دختر، که این دلم آرام ندارد؛ عاشقِ آن دو چشمت هستم، که غیر از تو هیچ‌کس نیست

چشمون تو ستارن رو پیشونیت آسمانن ات زدن عطر فتنه که بوی جونت فقانن

چشم‌هایت ستاره است، روی پیشانی‌ات آسمان است؛ عطرِ فتنه زده‌ای، که بوی تنت فغان به پا کرده

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: ناصر عبداللهی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.