پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

کاخ مرمر

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

امنوا کاخیس مر مر توی شهرم ببنم

نمی‌خواهم کاخی از مرمر توی شهرم ببینم

دل شوا سینگو بشم تلخ و تو ساحل بکنم

دلم می‌خواهد خرچنگی بشوم و روزگارِ تلخم را در ساحل بگذرانم

امنوا کاخیس مر مر توی شهرم ببنم

نمی‌خواهم کاخی از مرمر توی شهرم ببینم

دل شوا سینگو بشم تلخ و تو ساحل بکنم

دلم می‌خواهد خرچنگی بشوم و روزگارِ تلخم را در ساحل بگذرانم

نبه دشمن که ای دشمن عجلن

دشمن نشو، که این دشمن عجول است

صاف و ساده آدم از راه ابرت

صاف و ساده آدم را از راه به در می‌برد

دل شوا سینه ی بی کینه مه پاره بکن

دلش می‌خواهد سینهٔ بی‌کینهٔ مرا پاره کند

تاکه زندم غم خو چاره بکن

تا زنده‌ام، غمم را چاره کن

نبه دشمن که ای دشمن عجلن

دشمن نشو، که این دشمن عجول است

صاف و ساده آدم از راه ابرت

صاف و ساده آدم را از راه به در می‌برد

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: عادل قریشی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ تنظیم: اردشیر جمالی زاده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.