قفسِ تنگِ غم
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بود و نبودُم اَستَری
بود و نبودم تو بودی
شعر و سرودُم اَستَری
شعر و سرودم تو بودی
اصل وجودُم اَستَری
اصلِ وجودم تو بودی
دادِ سکوُتُم اَستَری
فریادِ سکوتم تو بودی
رسوای خَنِّما بَشُم
رسوای خندهها شوم
از تو یَه وخت جُدا بَشُم
یک وقت از تو جدا شوم
ای هَمَه بینوا بَشُم
اینهمه بینوا شوم
توی قفسِّ تنگِ غم
در قفسِ تنگِ غم
مُندِنُم اِی خدا بَسِن
ماندنم، ای خدا، بس است
نِصفِ شُوُنِ لعنتی
نیمهشبهای لعنتی
گفتُ و گُپن سَرسَری
گفتوگوها سرسریاند
راهِ تو واز ناکُنِن
راهِ تو را باز نمیکنند
ای هَمَه عشق ِمُدَّعی
اینهمه مدعیِ عشق
رفع نیاز ناکُنِن
نیازی را برطرف نمیکنند
پُشتِ سر خراب خو
به پشتِ سرِ خرابِ خودت
ترکِ گناه ناکُنی
گناه را ترک نمیکنی
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2005-03-25؛
نخستین نفری باشید که مینویسد