کشتیهای سفری
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی علی بافقی 📍 بندر گناوه ۱۳۹۶
شعری درباره سفر دریایی و فدایی صیادان برای بازگشت به خانه.
این اثر هنوز ترجمهی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمهی ماشینی واژهبهواژه از واژهنامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفتوگوی پایین بنویسید.
کشتیهای سفری میروند
کشتیهای لنجی که قصد حرکت به سمت دریا را دارد میروند
به افق دوری میروند
به افق دوری میروند
با پری و ستاره راهنما
با پری و ستاره راهنما
در دریای بیکران میروند
در دریای بیکران میروند
هر صبح رویای جدید
هر صبح رویای جدید
هر موج یک قسم تازهای
هر موج یک قسم تازهای
هر قایق یک خیال ناپختگی
هر قایق یک خیال ناپختگی
به دنیای نامعلوم میرود
به دنیای نامعلوم میرود
اما دل در بندر ماند
اما دل در بندر ماند
بندر عزیز، بندر غریب
بندر عزیز، بندر غریب
جایی که دل من ریشه دارد
جایی که دل من ریشه دارد
جایی که شبهای سخت را صبر کردم
جایی که شبهای سخت را صبر کردم
بندر من، بندرِ عشق
بندر من، بندرِ عشق
هر موج تو مرا خطاب میکند
هر موج تو مرا خطاب میکند
هر ستارهای در آسمان
هر ستارهای در آسمان
یاد تو برای من میآورد
یاد تو برای من میآورد
تا زمانی که کشتیهایم برگردند
تا زمانی که کشتیهایم برگردند
تا زمانی که دریا آرام شود
تا زمانی که دریا آرام شود
من در بندر میماندم
من در بندر میماندم
و صبر میکنم برای بازگشت
و صبر میکنم برای بازگشت
- شاعر
- علی بافقی
- گویش
- بندر گناوه
نخستین نفری باشید که مینویسد