پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

کَچَل

سروده‌ی عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی) 📍 کوخردی (بستک)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

کَچَل،بر چه پریشونِش؟

کچل، برای چه پریشانی؟

چرا اِ همه حیرونِش؟

چرا این همه حیرانی؟

سبب چِن که تو هر لحظه اَ یک جاییش؟

سبب چیست که هر لحظه در جایی هستی؟

گمونُم چون مو دل خونش.

گمانم مثلِ من دل‌خونی.

اگه چون موش،

اگر مثلِ منی،

مَتِرس از مو.

از من نترس.

بگو درد دل خوت با مُوِ عاشق.

دردِ دلت را با منِ عاشق بگو،

که شاید کم ببیت یک ذره ی از دردت.

که شاید ذره‌ای از دردت کم شود.

موهِم محرم اسرارِ دلِ زارت.

من محرمِ اسرارِ دلِ زارِ تو هستم.

شاعر
عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی)
گویش
کوخردی (بستک)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی) است.

یادداشت‌ها

شعر نو، تابستان ۸۱؛ «کچل» نوعی گردباد؛ از وبلاگ شاعر terenoh.blogfa.com؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.