گل ببری
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
گل ببری تون چشم بادومش می بلندش وای شاد دلش
گلِ ببری، چشمِ بادامیاش، موی بلندش، وای، دلِ شادش
آخ یه روز امدید قد آی چشم عسلی خیلی جون وودی چون حور و پری
آخ، یک روز دیدمش، قدش را، ای چشمعسلی؛ خیلی قشنگ شده بودی، مثلِ حور و پری
آخ یه روز امدید تو ای خش مثلی خیلی جون وودی چون حور و پری
آخ، یک روز تو را دیدم، ای خوشسیما؛ خیلی قشنگ شده بودی، مثلِ حور و پری
صورتش اهدا چرخ امدید خاله گپش سرخاب وردی
صورتش را دیدم که میچرخاند؛ خالِ درشتش، سرخاب زده بود
صورتش اهدا چرخ امدید خاله گپش سرخاب وردی
صورتش را دیدم که میچرخاند؛ خالِ درشتش، سرخاب زده بود
گل ببری تون چشم بادومش می بلندش وای شاد دلش
گلِ ببری، چشمِ بادامیاش، موی بلندش، وای، دلِ شادش
آخ یه روز امدید تو ای خش مثلی چون حور و پری
آخ، یک روز تو را دیدم، ای خوشسیما، مثلِ حور و پری
امگت توکل امگت یا خدا از شوق آن گل رفتم شهسوار
گفتم توکل، گفتم یا خدا؛ از شوقِ آن گل رفتم، شهسوار
تا که رسیدم
تا که رسیدم
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: آروین بستکی؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد