پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

اسیر تو

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

مه نادُنُم که چِطُوکا ، اسیر مِهر تو بودُم

من نمی‌دانم چطور اسیرِ مهرِ تو شدم

تو نادُنی که چِطُوکا ، وا چنگِ عشق مِه کَفتی

تو نمی‌دانی چطور به چنگِ عشقِ من افتادی

تگفتَه زیر کَهورَم ، وا نُن و مَهوَت اَسازُم

می‌گفتی زیرِ کهور با نان و مهتاب می‌سازم

چه بو که جُنِ خو تُمدا ، ولی نَمُندی و رفتی

چه شد که جانت را به من دادی، ولی نماندی و رفتی؟

بله عزیز همیشَه م ، تَمُم حرفُ صحبتِ پولِن

بله، عزیزِ همیشه‌ام، تمامِ حرف و صحبت پول است

کسی که پول و پَله اینی ، امیدُنی هَمَه گولِن

کسی که پول و پله ندارد، امیدهایش همه فریب است

فخیر اَگَه فرشتَه بُبوت اَم ، محلِّ تولَه سَغ اینی

فقیر اگر فرشته هم باشد، سگ هم محلش نمی‌گذارد

تَوُنِ خاردِنِ یَک رو ، نُن ِجُو و مُمَغ اینی

توانِ خوردنِ یک روز نانِ جو و «ممغ» را ندارد

تو دُختِ تاجر بندِر ، مه چوکِ پاسبُن سادَه

تو دخترِ تاجرِ بندری، من پسرِ پاسبانِ ساده

دُلم وا دردِ تو ناخا ، اَمُنتیم پَسُم هادَه

دلم به دردِ تو نمی‌خورد؛ امانتی‌ام را پس بده

مه نادُنُم که چطوکا ، اسیر عشق تو بودُم

من نمی‌دانم چطور اسیرِ عشقِ تو شدم

دِلُم سیاهِن اَ دستِت ، قسم وا شعر و سرودُم

دلم از دستِ تو سیاه است؛ قسم به شعر و سرودم

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2004-09-26؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.