گُلِ خون
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دِلُم تابِ غم اینینِن
دلم تابِ غم ندارد
ولی یَه همدم اینینِن
ولی یک همدم ندارد
دل آدم گُلِ خونِن
دلِ آدم گلِ خون است
اَ بار ِدردُ گُلگونِن
از بارِ درد گلگون است
وا دِیدنِ یکی لِیلا
با دیدنِ یک لیلی
تا عُمر ایشَه یَه مجنونِن
تا عمر دارد مجنون است
پُشتِ آدم خَم اینابو
پشتِ آدم خم نمیشد
کاشکَه میل دلِ حَوّا
کاش میلِ دلِ حوا
نصیبِ آدم اینابو
نصیبِ آدم نمیشد
کار دیو و دَد ایناکِه
کارِ دیو و دد نمیکرد
دَستِ مُحبّت یارُن
دستِ محبتِ یاران را
سینَه ش پُر از غم آهَنگِن
سینهاش پر از آهنگِ غم است
روحی نازکتِر اَ شیشَه ن
روحش نازکتر از شیشه است
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2003-07-27؛
نخستین نفری باشید که مینویسد