پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

بُدُو بُدُو

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بُدُو، بُدُو، بِشتِه مَکُ دِلُم سیاه که مه خَستَه م

بیا، بیا، بیشتر از این دلم را سیاه نکن که من خسته‌ام

سی سالُمِن ، ولی هَنو خُنِکو بِی تو نَبَستَم

سی سالم است، ولی هنوز برایت «خنکو» نبسته‌ام

دِلُم هَنو بِی تو شَوا ، لُوُم هَنو نَصِداتِن

دلم هنوز تو را می‌خواهد، لبم هنوز صدایت می‌زند

چشُم هَنو وا راهِتِن ، تا عمر اُمَه بِی تو هَستَم

چشمم هنوز به راهِ توست؛ تا عمر دارم، برای تو هستم

یادِت بیار ، زیر بارُن سُوار ِاسبُن چوبی

یادت بیاور، زیر باران، سوار بر اسب‌های چوبی

وا تاختْ مارَه، سَفر ماکِه به شهرُن عشق و خوبی

تاخت می‌رفتیم و به شهرهای عشق و خوبی سفر می‌کردیم

اِی آسمُن، اِی آسمُن ، دِلم اَ غُصَّه سیاهِن

ای آسمان، ای آسمان، دلم از غصه سیاه است

کجا برم، چه بُکنم که بِی تو خاستِن گُناهِن

کجا بروم، چه کنم، که خواستنِ تو گناه است؟

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2009-04-25؛ با صدای خود منصفی در آلبوم «ترانه‌های رامی» (ماه‌ریز مهر، ۱۳۸۵)؛ هم‌عنوان با شعری در مجموعه‌ی مالک با شاعرِ ثبت‌شده‌ی دیگر (بررسی شود): بُدُو، بُدُو (علی فقیهی)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.