پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

گل وصل (گویش بستکی)

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بستک

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اَگَه یَک رُز تو نَبِنِم اَمِرِمْ

اگر یک روز تو را نبینم، می‌میرم

اَگَه یَک شُو تِه خیال

اگر یک شب در خیال

گُل وصل ِتو نَچِنِم اَمِرِمْ

گلِ وصلِ تو را نچینم، می‌میرم

تو بهارِش تو بهارِش

تو بهاری، تو بهاری

تو گل سُرخ اَنارشْ

تو گلِ سرخِ اناری

تو مَچی مِش

تو همه‌چیزِ منی

دِلُمِش تو

دلِ منی تو

چَشُمِش تو

چشمِ منی تو

تِه بیابونِ غریبی

در بیابانِ غریبی

تَشُمِش تو

آتشِ منی تو

مُ نِه زِندَمْ

من زنده نیستم

تو نِبِش مَچی تِه دنیا نَخَشِن

تو نباشی، همه‌چیز در دنیا ناخوش است

تو مه وختُ بَچ اُدِش که مو تمدی

تو آن وقت بچه بودی که من تو را دیدم

تِی چَشُت یَه چیزی دِن

در چشمت یک چیزی هست

تو تفهمی مو چِه مِن

تو می‌فهمیدی من چه هستم

مو مَفَهمی تو چِه تِن

من می‌فهمیدم تو چه هستی

تو تِیادِن که اَشَستیم تَخِ بِرکَه

یادت هست که کنارِ برکه می‌نشستیم؟

گَپ مازَه گَپِ خَش مازَه گَپِ بَچ مازَه

حرف می‌زدیم، حرفِ خوش می‌زدیم، حرفِ بچه می‌زدیم

که اگَه پُس بو چه شگِیم

که اگر پسر شد چه اسمی بگذاریم

که اگَه دُت بو چه شگِیم

که اگر دختر شد چه اسمی بگذاریم

تو تِیادِن که اِتگُت ناتِش

یادت هست که گفتی: نمی‌آیم؟

اُدتی که مو هندم و تو نه ادش

دیدم که من آمدم و تو نبودی

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بستک
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: گوده 1352؛ تاریخ انتشار در سایت: 2008-08-26؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.