پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

رفتم به درگهون

سروده‌ی جمشید میررستمی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

رفتم به درگهون ، درگهون ولله به خدا جاهن

رفتم به درگهان؛ درگهان، والله به خدا، جایی است!

سر کوچه اِمپیچی ، اِمپیچی سه جوون سر راهن

سرِ کوچه پیچیدم، پیچیدم؛ دیدم سه جوان سرِ راه‌اند

نزیکشون هُندُم اُمزد فکر که برم نَ یِخَسشُن

نزدیکشان آمدم، فکر کردم بروم یقه‌شان را بگیرم

تا روخو چرخ اِمدا ، اُمدی صورتشون مثه ماهن

تا رو برگرداندم، دیدم صورتشان مثلِ ماه است

شاعر
جمشید میررستمی
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد جمشید میررستمی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.