پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

یاد بندر واخیر

سروده‌ی ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یادِ بَندِر واخِیر وَختی ما چوک اَریم

یادِ بندر به‌خیر، وقتی بچه بودیم

عاشق اِشنُو و گازی ما لوک اَریم

عاشقِ شنا و بازی بودیم، بچه‌های شیطان

نَم نَم بارُن و شیرجَه تو گِلْکَنی

نم‌نمِ باران و شیرجه در گِل‌کنی

سنگ کَلَه جو دِگَه تو خُوَم نازَنی

«سنگ‌کله‌جو» دیگر حتی به خوابم هم نمی‌آید

روزُن مَدرسَه ناظم وا دار تَر

روزهای مدرسه، ناظم با ترکهٔ تر

هَر چِه که دار ماخا اینَهَسْتَه ثمر

هر چه چوب می‌خوردیم، ثمری نداشت

اُن شهر کوچِک حالا چه بودِن

آن شهرِ کوچک حالا چه شده است!

شِعرُن شُعارن مَدحُن سُرودِن

شعرها شعار شده‌اند، مدیحه‌ها سرود

تو خُوِِ چوکُن کفتارَگ و خِرسِن

در خوابِ بچه‌ها کفتار و خرس است

مَردُم شو و روز از هَم اَتِرْسِن

مردم شب و روز از هم می‌ترسند

تو چشم نازت کَنجَل تَکِردَه

در چشمِ نازت سرمه می‌کشیدی

وا هر نُگاهِت سینَه م تَدِرْدَه

با هر نگاهت سینه‌ام را می‌دریدی

یادِ بندِر واخِیر شهر ِآبادِیَه

یادِ بندر به‌خیر، شهرِ آبادی بود

هَر جا رو تَکِه عِشْقَه وُ شادیَه

هر جا رو می‌کردی عشق بود و شادی

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

«شعر: مرحوم رامی»؛ با تشکر از مهدی باسره؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.