یاد بندر واخیر
سرودهی ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
نَم نَم بارُن و شیرجَه تو گِلْکَنی
نمنمِ باران و شیرجه در گِلکنی
سنگ کَلَه جو دِگَه تو خُوَم نازَنی
«سنگکلهجو» دیگر حتی به خوابم هم نمیآید
هَر چِه که دار ماخا اینَهَسْتَه ثمر
هر چه چوب میخوردیم، ثمری نداشت
اُن شهر کوچِک حالا چه بودِن
آن شهرِ کوچک حالا چه شده است!
شِعرُن شُعارن مَدحُن سُرودِن
شعرها شعار شدهاند، مدیحهها سرود
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
«شعر: مرحوم رامی»؛ با تشکر از مهدی باسره؛
نخستین نفری باشید که مینویسد