پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
متفرقه اسم 📍 گویش قشمی📍 گویش جاسکی📍 گویش بشاگردی

جخ

/jox; joɣ; lingɑr; dɑr lingɑr; sehr; melæh/
تأییدشده · ۳ منبع

املاهای دیگر سهرلینگارملح

معنی فارسی

  1. یوغ۱
  2. قرمز۲
  3. رنگ قرمز روشن (زمینهٔ برقع)۳

توضیحات تکمیلی

jox در ۳۵ آبادی؛ نگارش فارسی از روی آوانویسی مقاله (کار ما)

نگارش فارسی از روی آوانویسی مقاله (کار ما)

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۳

  1. ۱ توصیف و بررسی گوناگونی‌های واژگانی و آوایی گویش‌های جزیرهٔ قشم (محمدهادی فلاحی، سعیده اسدی؛ پژوهش‌های زبانی و ادبیات کاربردی، دانشگاه ولایت ایرانشهر، س۱ ش۱، ۱۴۰۱، ص۱۷۳–۲۰۶) مقاله · اعتبار بالا
  2. ۲ مقوله‌های واژ-نحوی اسم در بشاگردی جنوبی (عباسعلی آهنگر، علی‌اصغر رستمی ابوسعیدی، سپهر صدیقی‌نژاد؛ زبان‌شناسی گویش‌های ایرانی، دانشگاه شیراز، س۴ ش۲، ۱۳۹۸) مقاله · اعتبار بالا
  3. ۳ بررسی ویژگی‌های زیبایی‌شناسی برقع‌های زنان ساکن حاشیهٔ خلیج فارس (پژوهشنامهٔ فرهنگی هرمزگان) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۳ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.