شرح دل
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
فراوُنِن غم و دل طاقت اینی
غم فراوان است و دل طاقت ندارد
اَگِی بَلکِه عَذابُم غایت اینی
میگویی شاید عذابم پایانی ندارد
مِه و تنهایی و دَردِ هَمیشَه
من و تنهایی و دردِ همیشه
غم ِعِشق ایزَدِن تو سینَه ریشَه
غمِ عشق در سینه ریشه زده است
مَکَفت اَز چالَه ای تو چاه ظُلمَت
از چاله در چاهِ ظلمت میافتادم
نِگاهِت روی سینَه م خال اَکوبُم
نگاهت را روی سینهام خال میکوبم
چه آوازُن اَ تقدیرُم نَخُنْدَه ن
چه آوازها که از تقدیرم نخواندهاند
چه تصنیفُن اَگَن اَ حال خوبُم
چه تصنیفها که از حالِ خوبم میگویند
چه تقدیری ، چه روز و روزگاری
چه تقدیری، چه روز و روزگاری
چه تصویری بَهار اَندَر بَهاری
چه تصویری، بهار اندر بهاری
چه سیمای نَجیب و دِلپَذیری
چه سیمای نجیب و دلپذیری
چه رویای خاشی چه بَختِ یاری
چه رؤیای خوشی، چه بختِ یاری
یَه لختَه خون دل صَد نیش ِخَنجَر
یک لختهٔ خونِ دل، صد نیشِ خنجر
یَه لحظَه عِشق و صَد تا قِصَّه دَفتر
یک لحظه عشق و صد قصهٔ دفتر
چه اِحساس غریب و دِلفَریبی
چه احساسِ غریب و دلفریبی
گُل صَد آرزو نَشکُفتَه پَرپَر
گلِ صد آرزو، نشکفته پرپر
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس مهرماه 1375؛ تاریخ انتشار در سایت: 2002-05-26؛
نخستین نفری باشید که مینویسد