پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

شبگرد کوچه گرد شهر

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

شبگَرد کوچه گَرد شهر

شبگردِ کوچه‌گردِ شهر

امشو دلی مسافرن پر غصه و دردن دلی

امشب دلش مسافر است؛ دلش پر از غصه و درد است

امشو شوون آخرن با خوم اگم گنوغ شهر

امشب شبِ آخر است؛ با خودم می‌گویم: دیوانهٔ شهر،

امشو توا کجا بِری یه کوله بار غصت ته

امشب می‌خواهی کجا بروی؟ یک کوله‌بار غصه داری

به که توا دردت بگی همه اَگن

به که می‌خواهی دردت را بگویی؟ همه می‌گویند...

شبگَرد شهر اِمشو دِلی مسافِرِن خنده نَکِردِنِن

شبگردِ شهر، امشب دلش مسافر است؛ دارد می‌خندد

ولی چَشمی پر از اشکِ غَمِن

ولی چشمش پر از اشکِ غم است

اُهَم یِه روزی مِثلِ ماه

او هم یک روزی، مثلِ ماه،

معشوق ایشَسته عاشِقَ

معشوقی عاشق داشت

با صد هزاران آرزو با دِلی صاف و صادِقَ

با صدها هزار آرزو، با دلی صاف و صادق

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: محسن فیروزیان؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.