پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

شُوُنِ بارُن

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

وَختی بارُن شَهُند نِم نِم شَرِختَه روی کَرگین

وقتی باران می‌آمد و نم‌نم روی کرگین (کپرِ زمستانی) می‌ریخت

وا خوم تنها مَنِشت تو فکر مَره رنجور و غمگین

تنها با خودم می‌نشستم، رنجور و غمگین در فکر فرو می‌رفتم

مثل عطر یَه گل ، از راه دور پیشُم تَهُندَه

مثل عطرِ یک گل، از راه دور پیشم می‌آمدی

توی روحُم تَنِشت ، آرُم تکِه بِی دل ریشُم

در روحم می‌نشستی و دلِ زخمی‌ام را آرام می‌کردی

از هم دور اَستریم ، ولی وا هم از خو نزیکتِه

از هم دور بودیم، ولی به هم از خودمان نزدیک‌تر

تو هر غم و خاشی ، وا همدِگَه از خو شریکتِه

در هر غم و خوشی، با هم از خودمان شریک‌تر

وختی بارُن شَهُند ، چشمُن تو یَه آسَمُنَه

وقتی باران می‌آمد، چشمانِ تو یک آسمان بود

دنیا وا ای گَپی ، وا خوب و بد مال خومُنَه

دنیا با این بزرگی، با خوب و بدش، مالِ خودمان است

اصلن پهلوی تو هر جا بَشِت اُنجا بهشتِن

اصلاً پیش تو هر جا که باشد، آنجا بهشت است

کار دلِ مِه و دلِ تو ، کارِ سرنوشتِن

کارِ دلِ من و دلِ تو، کارِ سرنوشت است

وختی بارُن شَهُند نِم نِم شَرِختَه روی خُنَه

وقتی باران می‌آمد و نم‌نم روی خانه می‌ریخت

چه احساس خاشی ، چه لحظه اُنِ جاوِدُنَه

چه احساسِ خوشی، چه لحظه‌های جاودانه‌ای!

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: ایلود 1369/09/18؛ تاریخ انتشار در سایت: 2004-03-24؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.