پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

وِلِ مینُووی (گویش مینابی)

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 میناب

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بُدُو اِی دِلبَر ِناز و مَلوسُم

بیا ای دلبرِ ناز و ملوسم

کِه نابوتا ، مِه اِی دور اِتبِگینُم

که نمی‌شود این‌قدر دور ببینمت

بُدُو پَهلو مِِه، اِی سایَه م نَزیکتِه

بیا کنارم، از سایه‌ام نزدیک‌تر

بُدُو وازُم بُبَش ، اِی خوم رَفیکتِه

بیا باز همراهم باش، از خودم رفیق‌تر

اَواتُم اِی جَمالِت، گُل بِچینُم

می‌خواهم از جمالت گل بچینم

اَواتُم مِثل ِآ روز اِتبگینُم

می‌خواهم مثلِ آن روز ببینمت

مثِ آوَه ، کِه وا سِحر نُگاهِت

مثلِ آن وقت که با سحرِ نگاهت

گِتِتْ اِی مِه ،خیال و فِکر و دینُم

خیال و فکر و دینم را از من گرفتی

وِل ِبالا بُلندِ بی مِثالُم

یارِ بالابلندِ بی‌مثالم

کِه گِفْتِشِنْ اَزُم خُو و خیالُم

که خواب و خیالم را از من گرفته

اَگَه یَک رو نَگینُم روی ماهی

اگر یک روز روی ماهش را نبینم

خُدا سَر شاهِدِنْ ، اِی جُن زُوالُم

خدا شاهد است، این جانم رو به زوال است

بُدُو تا عَهد و پیمُنی بُبَندیم

بیا تا عهد و پیمانی ببندیم

یَه پیمُن ، اِی سَر ِجُنی بُبَندیم

یک پیمان از سرِ جان ببندیم

مِثِ آوَه ، کِه پَنْ شِش سال اَبُومُ

مثلِ آن وقت که پنج‌شش‌ساله بودیم

حَنیر ، اِی دَستِ نادُنی بُبَندیم

حنا به دستِ نادانی ببندیم

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
میناب
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2001-10-27؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.