وِلِ مینُووی (گویش مینابی)
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 میناب
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بُدُو وازُم بُبَش ، اِی خوم رَفیکتِه
بیا باز همراهم باش، از خودم رفیقتر
اَواتُم اِی جَمالِت، گُل بِچینُم
میخواهم از جمالت گل بچینم
اَواتُم مِثل ِآ روز اِتبگینُم
میخواهم مثلِ آن روز ببینمت
گِتِتْ اِی مِه ،خیال و فِکر و دینُم
خیال و فکر و دینم را از من گرفتی
وِل ِبالا بُلندِ بی مِثالُم
یارِ بالابلندِ بیمثالم
اَگَه یَک رو نَگینُم روی ماهی
اگر یک روز روی ماهش را نبینم
خُدا سَر شاهِدِنْ ، اِی جُن زُوالُم
خدا شاهد است، این جانم رو به زوال است
بُدُو تا عَهد و پیمُنی بُبَندیم
بیا تا عهد و پیمانی ببندیم
یَه پیمُن ، اِی سَر ِجُنی بُبَندیم
یک پیمان از سرِ جان ببندیم
حَنیر ، اِی دَستِ نادُنی بُبَندیم
حنا به دستِ نادانی ببندیم
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- میناب
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2001-10-27؛
نخستین نفری باشید که مینویسد