پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

دل تو کجا ره

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

هر جا اگینم یار خو از مه شرم اکن

هر جا یارم را می‌بینم، از من شرم می‌کند

شاره دی وا هر دو چشم و زبون

با هر دو چشم و زبان اشاره می‌کند

صبر اکنم مه وا دل ریش خو

من با دلِ ریشِ خودم صبر می‌کنم

نگاه اکن از پشت سر خنده اکن

نگاه می‌کند و از پشتِ سر می‌خندد

هر جا اگینم یار خو از مه شرم اکن

هر جا یارم را می‌بینم، از من شرم می‌کند

شاره دی وا هر دو چشم و زبون

با هر دو چشم و زبان اشاره می‌کند

صبر اکنم مه وا دل ریشه خو

من با دلِ ریشِ خودم صبر می‌کنم

نگاه اکن از پشت سر خنده اکن

نگاه می‌کند و از پشتِ سر می‌خندد

مگه دل تو کجا ره که از مه ادگه کنار

مگر دلت کجا رفت که از من کناره گرفتی؟

مگه چه امگو مه بی تو که مهرم از دلت ره

مگر من به تو چه گفتم که مهرم از دلت رفت؟

مگه دل تو کجا ره که از مه ادکه کنار

مگر دلت کجا رفت که از من کناره گرفتی؟

مگه چه امگو مه بی تو که مهرم از دلت ره

مگر من به تو چه گفتم که مهرم از دلت رفت؟

حُسن و جمالت روشنن مثل ماه

حسن و جمالت مثلِ ماه روشن است

صبر و قرار از مه رفتن ای خدا

صبر و قرار از من رفته، ای خدا

هر چه مکه دل خو بگو به زور نارم

هرچه به دلم گفتم، به زور هم کوتاه نمی‌آید

از بس که تو جونی روشنی مثل نور

از بس که تو زیبایی، مثلِ نور روشنی

مگه دل تو کجا ره که از مه ادکه کنار

مگر دلت کجا رفت که از من کناره گرفتی؟

مگه چه امگو مه بی تو که مهرم از دلت ره

مگر من به تو چه گفتم که مهرم از دلت رفت؟

مگه دل تو کجا ره که از مه ادکه کنار

مگر دلت کجا رفت که از من کناره گرفتی؟

مگه چه امگو مه بی تو که مهرم از دلت ره

مگر من به تو چه گفتم که مهرم از دلت رفت؟

جشن عروسی امشو دعوتم یارم داخه حجله مه ناراحتم

امشب جشنِ عروسی است و دعوتم؛ یارم در حجله است و من ناراحتم

غصه مه ایگفته امکردی سرخو زیر خندم شگفتن از شب تا پاسین

غصه مرا گرفته بود، سرم را پایین انداختم؛ خنده‌ام را از شب تا پسین گرفته‌اند

مگه دل تو کجا ره که از مه ادکه کنار

مگر دلت کجا رفت که از من کناره گرفتی؟

مگه چه امگو مه بی تو که مهرم از دلت ره

مگر من به تو چه گفتم که مهرم از دلت رفت؟

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: مجتبی تابدار؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.