دوباره دوباره
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
ای قلب بیچاره
ای قلبِ بیچاره
بو خارو آوارهَ
خوار و آواره شدی
یه رو خودوم شمگفت
یک روز به خودم میگفتم
بسن دگه ای دل
بس است دیگر، ای دل
مگه گوشش یخو بدهکارهَ
مگر گوشش یک ذره بدهکار است؟
مگو فریب اتخا
میگفتم فریب خوردهای
اثر بازیشی
اسیرِ بازیاش شدهای
ولی تو حالیت نین
ولی تو حالیات نیست
بازم تو خاطر خواشی
باز هم خاطرخواهش هستی
توجهی ناکنت
توجهی نمیکند
که عاشقشیو
که عاشقش هستی
همیشه همراشی
همیشه همراهش هستی
منو بکردی تو
مرا انداختی توی
دامه هوس بازیی
دامِ هوسبازی
منو با عشق تو
مرا با عشقِ تو
بازم بکن بازی
باز هم بازی بده
فدات بشوم ای دل
فدایت شوم ای دل
که قلبت اشکستن
که قلبت شکسته است
راهی که تو رفتی
راهی که تو رفتی
تهش یه بن بستن
تهش یک بنبست است
ساده گی حدی ایشن
سادهدلی هم حدی دارد
به هر که اتدیدن
به هر کس که دیدی
بچه دل اتبستن
بچگانه دل بستهای
بزن دگه قید
دیگر قیدِ
عشقون امروزی
عشقهای امروزی را بزن
که تشکنن آسون
که آسان میشکنندت
باهات اکنن بازی
با تو بازی میکنند
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: اسلام نظری؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد