قصه بندر (۲)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی خالو مجید 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
خونـــه اون کـــاگـــلـــــــــی ره
آن خانههای کاهگلی رفتند
دگــــه محـــله محله مـون نی
دیگر محله، محلهٔ ما نیست
بـَــلـَــه٭ رو ســر زنـــــــون نی
«بَلَه» روی سرِ زنها نیست
روی هم خونه شـــو ســاختن
خانههایشان را روی هم ساختند
همه چیز خــو شــوبــاخـتــــن
همه چیزِ خودشان را باختند
چــــوکـــومــون همه کــــلنگن
پسرهایمان همه «کلنگ»اند
نئــشــه شـیـشــه و بــنــگــن
نشئهٔ شیشه و بنگاند
ســــاحـــلش دگــــه خـــرابــن
ساحلش دیگر خراب است
هــــوِ دیــــریــــاش فاضـــلابـن
آبِ دریایش فاضلاب است
جــــای گــُــل خونه مـو خـارن
جای گل، خانهمان خار است
تــــــــوی آستـــیـن مو مـــارن
توی آستینمان مار است
حیف از اون روزون رفتــــــــــه
حیف از آن روزهای رفته
حیف از اون همه محـــــــبت
حیف از آن همه محبت
همه بودن درد و محــــــــنت
همه شدند درد و محنت
غایـــــــــه تلاش و کـــــــارن
وقتِ تلاش و کار است
دســـــت وادستــــون بـرارن
دست در دستِ هم، برادران
خلاصـــه خیلـــی ننـالـــم
خلاصه، خیلی ننالم
ســــــرتــون وا درد نیــارم
سرتان را به درد نیاورم
از تــــــه دل در اهــونـــدن
از تهِ دل بیرون میآید
- شاعر
- خالو مجید
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.
نخستین نفری باشید که مینویسد